تعداد بازدید این مطلب : 689

«غم عاشورا»

photo_2007-01-01_00-58-24222

ای شرار غمت از دایره‌ی خاک، حسین!

شعله انداخته در دامنِ افلاک، حسین!

برقی از آتش داغ تو، نمی‌گردد کم

انس و جان را بُود ار دیده‌ی نمناک، حسین

روز محشر به شفاعت، تو اگر ناز کنی

باشد آن روز حساب همگان پاک، حسین

چاک چاک است دل عالَم وآدم که تو را

بوریا شد کفنِ پیکرِ صد چاک، حسین

حَرَمت، کعبه‌ی عشق است و در آن موج زند

خونِ هفتاد و دو تن عاشق بی‌باک، حسین

آه از آن دم که زدی پای شهادت به رکاب

گردِ تو پرده‌گیان دست به فتراک، حسین

کودکی گفت: پدر! بر که سپاری ما را؟

بانویی گفت که شد بر سرِ ما خاک، حسین

زان میان دختر آزاده و زینب مَنِش‌ات

ناله زد از دل خونین و عطش‌ناک، حسین

کای پدر! گر که شود، باز بگردان ما را

به جوار حرم سیّدِ لولاک، حسین

رفتی و پشت سَرت، اهل حرم ناله‌کنان

رفتی و پیش رُخت لشکر سفّاک، حسین

رفتی و اهل حـرم، باز ندیدند رُخَت

تا که دیدند تو را با تنِ صد چاک، حسین

حاصل عمـر «مؤیّد» ز غم عـاشورا

دل غمناک شد و دیده‌ی نمناک، حسین

یا عَلی اَصغَر (ع)

سید رضا مؤیّد

مطالب مرتبط

یک دیدگاه

Website Design and Development CompanyWedding Dresses Guide