تعداد بازدید این مطلب : 357

چشم های مطهر

http://mahagh.ir/wp-content/uploads/2016/09/0133-poster.jpg

تـا گلو گریـه کند، بغض فراهم شده است
چشم‌ها بس که مطهّر شده، زمزم شده است!

نه فقط شاعرِ این شعر، عزا پوشیده است
واژه‌هایش، همه اندوهِ محرّم شده است

ظهر داغی‌ست، عرق‌ریزی روحم گویاست
از سرم، سایه‌ی طوبا نفسی، کم شده است

«هر که دارد هوس‌اش» نه! عطش‌اش، بسم الله!
راه عشق است و به این قاعده مُلزم شده است

سوگوارانِ شمـا، مرثیـه‌خوانِ خویـش‌اند
بی‌سبب نیست که عالم، همه مـاتم شده است

«من مَلَک بودم و فردوس برین» می‌دانـد
این ملک شورِ که را داشت، که آدم شده است!

من نـه مداحـم و نـه مرثیـه‌سازم، امّا
سرفـراز آنکه به توفانِ شما خَم شده است!

یا رُقَیه (س)

محمدعلی بهمنی

مطالب مرتبط

یک دیدگاه

Website Design and Development CompanyWedding Dresses Guide