تعداد بازدید این مطلب : 2,264

پس از آنکه چادر، مقنعه، مانتو و روسری از زنان گرفته شد، حالا رفته‌اند سراغ شلوار!

002

.

فاجعه فرهنگی پیش روی ماست…

 

شاید ۲۰ سال پیش کسی به مخیله‌اش هم نمی رسید روزی در خیابانهای شهر، دخترانی را مشاهده کند که آن سالها مردم شاید آنها را در سالن های عروسی هم نمی دیدند… دخترانی بزک کرده با موهای پف کرده و بیرون ریخته و مانتوهایی کوتاه و تنگ و شلوارهایی تنگتر! این روند ۲۰ سال طول کشید تا به اینجا رسید. استعمار و استکبار صبر و حوصله زیادی دارد، بر عکس بعضی از ماها…

اولین کار، گرفتن چادر بود از زنان ما… گفتند چادر حجاب برتر است و می‌شود برتر نبود! بین خوب و خوب ‌تر، خوب را هم انتخاب کنی به جایی بر نمی‌خورد .می‌شود مانتوی گشاد و مقنعه بزرگ پوشید و با حجاب بود… حرف قابل قبولی بود؛ کسی نمی‌تواست به این حرف اعتراض کند، حتی اهالی مذهب.

گام دوم، گرفتن مقنعه بود… می‌شود روسری بزرگ سر کرد! هم تنوّع دارد هم حجاب است. یادم‌ می آید روسری‌هایی بود با ضلع بیشتر از یک متر… خوب البته روسری مثل مقنعه نبود گاهی مو بیرون می‌زد.

در فیلمهای سینمایی هی مدل گذاشتن، زن های هنرپیشه مدل شدن و به تبع آن دختران جوان هم از آن ها یاد می‌گرفتند.

635396839556249050008

چشم های ما متوجّه این آب رفتن نمی شد و آنقدر کم کم این کار را کردند که چشم ما عادت می‌کرد…

support1(1)

مانند بچه‌ای که جلوی چشم پدر و مادرش بزرگ می‌شود و قد می‌کشد و والدینش حس نمی‌کنند اما دیگران که کمتر او را می‌بینند و چشمانشان عادت نکرده، متوجه رشد هفتگی او می‌شوند… ما عادت کردیم به روسری‌هایی که هر روز آب می‌رفت و تبدیل شد به نواری باریک و بعضا توری… مانتوهایی که شاید بهتر باشد بلوز و پیراهن راحت نامیدشان تا مانتو…

97354458210267981110

به هر حال کم کم کار به این جا کشید و مدام گفتند بی‌حجابی معضل فرهنگی است، برای حل آن باید کار فرهنگی کرد… سال ها گذشت و لباس ها آب رفت و کار فرهنگی در زمینه عفت و حجاب مشاهده نشد. برعکسش، فراوان کار‌های ضد فرهنگ در کوبیدن حجاب و عفت و حیا و غیرت در فیلمهای سینمایی و مجلات و برنامه‌های عمومی یافت می‌شد…

امسال هم مد پوشش خانمها تغییر کرده است، پوشیدن ساق شلواری (ساپورت) به جای شلوار… یعنی دیگر شلوار جین تنگ هم نه! ساق شلواری! و بدون تردید در یکی دو سال آینده این کنار می رود و برخی را ……………….

23

یعنی پس از آنکه چادر، مقنعه، مانتو و روسری از زنان گرفته شد، حالا رفته‌اند سراغ شلوار! چشمهای ما هنوز عادت نکرده‌اند… اگر به این هم عادت کنیم سرنوشت چادر و مانتو و روسری در انتظار این ساق شلوارها هم هست… خدایی نکرده اینها هم روز به روز نازکتر و کوتاهتر می‌شود و ما عادت می‌کنیم…. آن وقت… نمی‌دانم بعدش سراغ چه خواهند رفت…؟

ol5g_11200784_1637210953187329_2253474797432316108_n

فاجعه فرهنگی پیش روی ماست،کاش سیاست بازیی پایش را به فرهنگ نکشد

منبع متن: http://efat.ir

مطالب مرتبط

2 دیدگاه

  • اولا شما که ادعای اسلامت میشه میشه بگی از صاحب عکسایی که گذاشتی تو سایتت اجازه گرفتی که بزاری یا نه اجازه گرفتی آبروشونو ببری یا نه تو خودتو درست کن باقیش پیش کش 

    • نویسنده

      باعرض سلام
      خوشحالیم که در نسل امروز عده ای وقت صرف می کنند و به سر وقت اسلام می روند. اینکه شما خواسته یا ناخواسته خود را مجبور می بینید که به استناد اسلام صحبت کنید، خودش بیانگر این است که همان اسلامی که به قول شما ما ادعای آن را می کنیم، معتبرترین مرجع است به گونه ای که مخالفانش هم سندی بهتر از آن ندارند. اما کاش اول درک کنید بعد قضاوت کنید. شما نه معنای اسلام را درست درک کرده اید و نه احکام آن را میدانید.
      اگر افرادی درحال انتشار بی حجابی و بی حیایی در اجتماع و در بین عموم هستند و یا گاهی خودشان اقدام به ایجاد یک مد جدید و یک انحراف فرهنگی میکنند، نه تنها باید با آنها برخورد کرد بلکه باید با اطلاع رسانی دقیق و بموقع به جامعه، مردم را از خطر افتادن خود یا فرزندانشان در این معضل فرهنگی آگاه کرد. ضمنا کسانی که این طور لباس میپوشند و خودشان را در فضای حقیقی با چنان قیافه ای عرضه کرده اند، شما میخواهید در فضای مجازی برای آنها آبرو بخرید؟ اینها ازخدایشان هم هست که به چشم بیایند و دیده شوند و عکسشان در فضای مجازی و اینترنت و تلگرام و غیره پخش شود. مگر کسی به زور این عکس را گرفته؟ خودشان عکس گرفته و توی اینترنت پخش کرده اند، پس دیگر حقی برای خود قائل نشده اند. بد نیست به این شعر سعدی توجه کنیم تا بدانیم کسی که برای خودش آبرو قائل نیست، ما نمیتوانیم برایش آبرو بسازیم (بیت چهارم شعر).
      سه کس را شنیدم که غیبت رواست و زین درگذشتی چهارم خطاست
      یکی پادشاه ملامت پسند کز او بر دل خلق بینی گزند
      حلال است از او نقل کردن خبر مگر خلق باشند از او بر حذر
      دوم پرده بر بی حیایی مَتَن که خود میدرد پَرده بر خویشتن
      سوم کژ ترازوی ناراست خوی ز فعل بَدَش هرچه دانی بگوی
      شما میتوانی برهنه توی خیابون راه بروی اما به مردم بگویی نگاه نکنید من راضی نیستم؟ این ها اگر شرف داشتند قدری هم بفکر بقیه افراد جامعه بودند. یک پدر یا مادر واقعی هیچوقت نمیخواهد پسر و دختر نوجوانش با دیدن اندام و برجستگی های بدن این ها به گناه بیوفتد. آیا حق آن پدر و مادرها ضایع نمیشود وقتی این افراد با پخش کردن عقیده و فکر باطلشان باعث انحراف فکری و شاید عملی جامعه و مردم بشوند؟
      ضمنا اگر بیطرف و عادلانه فکر کنیم، بهترین برنامه زندگی اجتماعی اسلام است، و عنوان میکند که اگر حکمی درباره ی این طور افراد اجرا شود(مثلا شلاق و…)، باید در حضور مردم و در یک محل عمومی باشد تا مایه عبرت دیگرانی که مانند آنها هستند و از خطوط قرمز دین عبور کرده اند، یا افرادی که دوست دارند مثل آنها رفتار کنند، بشود. (که متاسفانه این روزها بخاطر مصلحت اندیشی های جاهلانه، این حکم اجرا نمیشود)
      شمارا به خدا اگر مسلمان هستید و دین را قبول دارید یا کامل قبول داشته باشید و به همه احکام دین عمل کنید (مخصوصا احکام عفاف و حجاب)، یا خودتان را به خواب نزنید و آبروی دین را نبرید. بعنوان مثال نمیشود کسی بگوید من داشتن گواهینامه رانندگی و مفاد آیین نامه راهنمایی را قبول دارم و میخواهم در شهر رانندگی کنم اما دوست ندارم پشت چراغ قرمز متوقف شوم یا بگوید دوست دارم با سرعت صدوپنجاه کیلومتر حرکت کنم و هیچ کس نباید به من حرفی بزند و مرا جریمه کند. این افراد به دنبال راهی بین اجرا نکردن قانون و جریمه نشدن هستند و به این هم فکر نمیکنند که سلامت و آرامش بقیه را درخطر قرار میدهند. (باید چراغ قرمزها و خطوط قرمز دین را رعایت کرد و متخلفان را هم شناسایی و جریمه کرد)
      اگه درکنار صدها و شاید چندصدها کتابی که خواندید، وقت می گذاشتید و ششصد صفحه ناقابل قرآن را هم مطالعه و در آن اندیشه می کردید ( که صد البته این مهم توفیق خاص خود را میطلبد و نصیب هرکس نمیشود)، به این قسمت از سوره مبارکه نساء می رسیدید که میفرماید: ” کسانی که میگویند ما به بعضی از آیات ایمان داریم و بعضی را قبول نداریم و میخواهند راهی میان این دو پیدا کنند، آنها کافران حقیقی هستند”.
      آیات ۱۵۰ و ۱۵۱ سوره مبارکه نساء :
      إِنَّ الَّذِینَ یَکْفُرُونَ بِاللَّهِ وَ رُسُلِهِ وَ یُرِیدُونَ أَنْ یُفَرِّقُوا بَیْنَ اللَّهِ وَ رُسُلِهِ وَ یَقُولُونَ نُؤْمِنُ بِبَعْضٍ وَ نَکْفُرُ بِبَعْضٍ وَ یُرِیدُونَ أَنْ یَتَّخِذُوا بَیْنَ ذلِکَ سَبِیلاً، أُولئِکَ هُمُ الْکافِرُونَ حَقًّا. «کسانی که منکر خدا و پیغمبرانش میشوند و میخواهند بین خدا و پیامبران او جدائی بیندازند و میگویند: ما به بعضی از آیات ایمان داریم و بعضی را قبول نداریم و میخواهند راهی میان این دو پیدا کنند، کافران حقیقی آنها هستند.»

      برادرم، بیرون نبودن مو و برجستگی ها و اندام بدن و خودنمایی نکردن و تبرج نکردن و …. همه جزو احکام اسلام است و نمیشود قسمتی از احکام دین را قبول داشت و قسمتی را نه!!! لطفا قبل از اینکه بفکر حقوق انسانهایی باشید که درپی ارضاء هوا و هوس ها و خودنمایی های جاهلانه هستند، بفکر احکام تعطیل شده و فراموش شده ی اسلام باشید که به خدا قسم اگر تمام احکام دین مبین بصورت کامل اجرا شود، جامعه گلستان میشود. ضمنا این را هم یادتان باشد اگر از باطل دفاع کنید، هرچند خودتان بیرون گود باشید، بازهم شریک جرم هستید. چون باطل با تکیه بر هواداران و طرفدارانش به راه خود ادامه میدهد و غلط بودن مسیرش را با حضور و حمایت آنان توجیه میکند، اما غافل از اینکه همیشه و درهر شرایطی باطل مغلوب است.
      حیف که مردم اشتباهات گفتاری و رفتاری یک مسلمان ظاهری را به پای دین مینویسند و بعدش هم میگویند این چه دینی است و این چه اسلامی است و … بعنوان مثال اگر یک مامور راهنمایی و رانندگی در حین انجام وظیفه، خلافی را مرتکب شود، آیا باید آیین نامه راهنمایی را زیر سوال ببریم؟ آیا اشکال از قانون است یا از مجری قانون؟ پس لطفا حتی اگر از نظر شما کار ما یا حرفهای ما اشتباه است، آن را به پای دین ننویسید.
      و در آخر شما را دعوت می کنم به این کلام دکتر شریعتی که گاهی سخنان آن مرد دیندار را پیراهن عثمان می کنید بر علیه اسلام:
      دکتر شریعتی: «با همان متدی که ایدئولوژی های دیگر را می شناسید، اسلام را بشناسید. حتی اگر انصاف و شعور دارید، و به انسان شناسی لااقل معتقدید – خطاب با برخی جماعت روشنفکر است – و به قول امام حسین(ع) اگر دین ندارید، حریت عملی و انسانی لااقل داشته باشید. باید اول بشناسید تا بفهمید چه چیزی را رد می کنید. آنچه در اذهان پدر و مادر توست مشتی خرافات است، و رد کردن آن ها دلیل علم و روشنفکری نمی شود. باید واقعیت و حقیقت یک مکتب را درست شناخت، بعد درباره اش قضاوت کرد و تصمیم گرفت وگرنه نشناختن و رد کردن و مسخره کردن کار هر نیمه روشنفکری است که ادای روشنفکری در می آورد.»
      سخن پایانی
      خداوند در آیه ۷ سوره آل عمران می فرماید: «کسانی که در قلب هایشان انحراف است به سمت آیاتی از قرآن می روند که ظاهرشان شبهه انگیز است». بنابراین اگر ما و شما قلبهایمان را از انحراف پاک کنیم به طلب هدایت به سمت آیات قرآن می رویم نه به دنبال شبهه و دفاع از گمراهی!!!
      اگر شفاهاً و حضوراً در خدمتتان باشیم، یک دنیا حرف داریم برای ابطال آنچه از باطل انباشته شده در توهّم شما دوست عزیز! وَالسَّلَامُ عَلَى مَنِ اتَّبَعَ الْهُدَى

Website Design and Development CompanyWedding Dresses Guide