تعداد بازدید این مطلب : 9,930

شعر زیبای ” کیش مهر” از علامه طباطبایی

همی گویم و گفته ام بارها
بود کیش من مهر دلدارها
***
پرستش به مستی است در کیش مهر
برون اند زین جرگه هشیارها
***
به شادی و آسایش و خواب و خور
ندارند کاری دل افگارها
***
به جز اشک چشم و به جز داغ دل
نباشد به دست گرفتارها
***
کشیدند در کوی دلدادگان
میان دل و کام، دیوارها
***
چه فرهادها مرده در کوهها
چه حلاجها رفته بر دارها
***
چه دارد جهان جز دل و مهر یار
مگر توده هایی ز پندارها
***
ولی رادمردان و وارستگان
نبازند هرگز به مردارها
***
مهین مهر ورزان که آزاده اند
بریزند از دام جان تارها
***
به خون خود آغشته و رفته اند
چه گلهای رنگین به جوبارها
***
بهاران که شاباش ریزد سپهر
به دامان گلشن ز رگبارها
***
کشد رخت،سبزه به هامون و دشت
زند بارگه ،گل به گلزارها
***

نگارش دهد گلبن جویبارها
در آیینه ی آب، رخسارها

رود شاخ گل در بر نیلفر
برقصد به صد ناز گلنارها
***
درد پرده ی غنچه را باد بام
هزار آورد نغز گفتارها
***
به آوای نای و به آهنگ چنگ
خروشد ز سرو و سمن، تارها
***
به یاد خم ابروی گل رخان
بکش جام در بزم می خوارها
***
گره از راز جهان باز کن
که آسان کند باده، دشوارها
***
جز افسون و افسانه نبود جهان
که بستند چشم خشایارها
***
به اندوه آینده خود را مباز
که آینده خوابی است چون پارها
***
فریب جهان مخور زینهار
که در پای این گل بود خارها
***
پیاپی بکش جام و سرگرم باش
بهل گر بگیرند بیکارها

علامه طباطبایی

مطالب مرتبط

یک دیدگاه

Website Design and Development CompanyWedding Dresses Guide