تعداد بازدید این مطلب : 1,382

زندگی نامه شاعر شیرین سخن سعدی شیراز

                                                                                                                                   دانلود فایل PDF این مطلب

sadi 2

     سعدی از شگفتی های فرهنگ و تمدن اسلامی است که سال ها است بر تارک تندیس ادب پارسی و حکمت و عرفان اسلامی چون گوهری سترگ و رخشان بر جان مشتاقان نور افشانده و دفتر همیشه بهار خویش را فراروی طالبان و خواستاران گشوده است. او را میزان سنجش و فصاحت و بلاغت و معیار زیبایی سخن پارسی دانسته اند. وصف بزرگمردی چنین، در نوشته ای کوتاه، کاری است نه سهل و نه درخور. در توصیف نادره ای که از کلامش عطر عشق الهی می تراود و از قلمش درس فرزانگی و حکمت و دین و اخلاق و سیاست و چگونه زیستن جاری میشود، کلمات و واژگان حقیر می نمایند. سکوت و تامل در چهره هزار رنگ او که از پس هزارتوی تاریخ همچنان زیبا و خیال انگیز می درخشد، خود بسنده است.

     باید در هوای او نفس کشید و همراه با او همچون نسیمی که بر علفزار سبز می لغزد، از بوستان گذشت و در گلستانش هوای سبک و معطر را با همه وجود تنفس کرد و چون سوخته بالی عاشق به آهنگ خوش غزلیات او، دست بر دوجهان افشاند و در فریاد خموش قصایدش شجاعت و وارستگی را لمس کرد. باید همچون خون در رگ رگ سخن او جاری شد و نقش منظومه بزرگ او را بر جان کشید تا سعدی را شناخت.

     شیخ مصلح الدین سعدی شیرازی یکی از بزرگترین شعرای ایران است که بعد از فردوسی آسمان زیبای ادبیات فارسی را با نور خود روشن ساخت و او نه تنها یکی از بزرگ ترین شعرای ایران بلکه یکی از بزرگ ترین سخنوران جهان می باشد. ولادت سعدی در سال های اول سده هفتم هجری حدودا در سال ۶۰۶ ه.ق در شهر شیراز می باشد. این تاریخ را می توان از دو بیت زیر که در گلستان آمده است استنباط کرد که در ابتدا خطاب به خود ( اشاره به سن خود در آن زمان ) می گوید:

ای که پنجاه رفت و در خوابی                  مگر این پنج روزه دریابی [۱]

و در همان جا در مقدمه گلستان، تاریخ تالیف آن را ذکر می کند:

    در این مدت که ما را وقت خوش بود                 ز هجرت ششصد و پنجاه و شش بود [۲]

     در زمان تولد سعدی در شیراز اتابکان فرمان می راندند. به مرور که قدرت سلجوقیان کاهش یافت، سلسله های محلی به وجود آمده و نیرو گرفتند. اتابکان نه تنها در شیراز بلکه در دمشق، موصل، بین النهرین، حلب و آذربایجان دستی داشتند. این حکومت های کوچک که اهمیت آنها از یک شهرستان تا یک سلطان نشین تغییر می کرد نسبت به یک پادشاه ابراز اطاعت می کردند ولی در عمل مستقل بودند.

هنگام تولد سعدی حکمران شیراز اتابک مظفر الدین تکله سومین پادشاه از اتابکان فارس بود و از ده سال پیش تکله در مقابل اتابکان عراق به دشواری مقاومت می کرد و همچنین مورد دستبرد و غارت اتابکان آذربایجان قرار می گرفت. شاعر پر آوازه ما در میان این همه بی نظمی در شهر شیراز رشد می کرد؛ یعنی در زمانی که پنجه نیرومند تقدیر چنین رقم زده بود که در آینده ای نزدیک تند باد فتنه مغول همچون عفریت مرگ، کریه و ویرانگر، بر گستره تمدن اسلامی که پرچم دار فرهنگ و ترقی در آن عهد بود بوزد. خانواده سعدی همگی از عالمان دین بودند.

همه قبیله من عالمان دین بودند                     مرا معلم عشق تو شاعری آموخت [۳]

      پدرش عبدالله در خدمت سعدبن ابی بکر بن سعد زنگی ولیعهد مظفرالدین ابوبکر بود که احتمال دارد شاعر شیرین سخن شیراز نیز به عنوان حق شناسی تخلص سعدی را برای خود از نام سعد بن زنگی گرفت باشد. هر وقت سعدی در شیراز بود در خدمت این ولیعهد ادب پرور به سر می برد.

     یکی از مشخصات نبوغ سعدی در این است که از کوچک ترین حادثه زندگی خود درسی اخلاقی می دهد و در چندین جای کلیاتش، کودکی او مطرح است و چنین می نماید که وی از دوران طفولیت خود خاطره ای دل نشین و در عین حال حزن انگیز دارد. همچنین چگونگی سال های خردسالیش در بوستان آمده و از آنجا می توان فهمید پدرش از کارکنان ساده اما مرفه در دیوان سعد بوده است.

                       ز عهد پدر یاد دارم همی                          که باران رحمت بر او هر دمی

                      که طفلیم لوح و دفتر خرید                         ز بهرم یکی خاتم زر خرید

                      بدر کرد ناگه یکی مشتری                        به خرمایی و از دستم انگشتری…[۴]

روز دیگر در خلال مراسم عید ،سعدی دست از دامن پدر می کشد و در میان مردم گم می شود و شرح آن را در بوستان چنین می نویسد:

                     همی یاد دارم ز عهد صغر                        که عیدی برون آمدم با پدر

                     به بازیچه مشغول مردم شدم                   در آشوب خلق از پدر گم شدم

                     برآوردم از بی قراری خروش                      پدر ناگهانم بمالید گوش

                     که ای شوخ چشم آخرت چند بار               بگفتم که دستت ز دامن مدار

                     به تنها نداند شدن طفل خرد                    که نتواند او راه نادیده برد…

بر اساس بوستان چنین به نظر می رسد که سعدی خیلی زود به طاعت و عبادت گرایش پیدا کرده است:

                    به طفلی دَرَم رغبت روزه خاست                 ندانستمی چپ کدام است و راست

     از طرف دیگر در یکی از دلپذیر ترین حکایات گلستان، درس فروتنی و تواضع را که پدر به وی داده بود چنین شرح می دهد: یاد دارم که در ایّام طفولیّت متعبّد بودم و شب خیز و مولع زهد و پرهیز. شبی در خدمت پدر،  رحمه الله علیه، نشسته بودم و همه شب دیده بر هم نبسته و مصحف عزیز بر کنار گرفته و طایفه ای گرد ما خفته. پدر را گفتم: از اینان یکی سر بر نمی آورد که دوگانه ای به درگاه یگانه بگزارد. چنان خفته اند که انگار مرده اند؛ گفت جان پدر، تو نیز اگر بخفتی، به‌ که در پوستین خلق افتی.

سعدی از دوران کودکی تحت تعلیم و تربیت پدرش قرار داشت ولی در همان دوران کودکی پدرش را از دست داد و تحت تکفل جد مادری خود قرار گرفت و شرنگ تلخ یتیمی را در کام جان کشید.

                       مرا باشد از درد طفلان خبر                 که در طفلی از سر برفتم پدر

                       من آنگه سر تاجور داشتم                   که سر در کنار پدر داشتم…[۵]

      او مقدمات علوم شرعی و ادبی را در شیراز آموخت و سپس در دوران جوانی به بغداد رفت که مرکز خلافت عباسی و قبله گاه دانش اندوزان بود. این سفرآغاز سفرهای طولانی سعدی بود. او در بغداد در مدرسه نظامیه که خاص شافعیان بود مشغول به تحصیل شد و شب و روز بی آنکه خستگی بشناسد به فراگیری علوم دینی و معارف ادبی پرداخت و در گلستان و بوستان از دوتن از بزرگان بغداد یاد میکند یکی در مدرسه مستنصریه بغداد که به محضر درس استاد جمال الدین ابوالفرج ابن الجوزی رسید و او را به عنوان مربی و شیخ یاد کرده و گویا در محضر او علوم دینی و شرعی را آموخته و دیگری شهاب الدین ابوحفص عمر ابن محمد سهروردی که در عرفان پر آوازه بوده است و سعدی در بوستان او را شیخ دانای مرشد می نامد.

مرا در نظامیه ادرار بود              شب و روز تلقین و تکرار بود [۶]

     به طوری که از آثار سعدی بر می آید و معاصرانش هم می نویسند، وی در لغت، صرف و نحو، کلام، منطق، حکمت الهی، و حکمت عملی مهارت داشت. مخصوصاً پختگی او در حکمت از تمام آثارش پیداست. شیخ پس از اتمام تحصیل، اشتیاق فراوان به جهانگردی داشت و به سیر و سیاحت پرداخت ( شاید سنت صوفیان در افروختن این شعله بی تاثیر نبوده باشد ) و در مجالس، وعظ میگفت و مردم را به سوی دین و اخلاق هدایت می کرد و شروع به سفرهای طولانی خود کرد که از حجاز و شام گرفته تا لبنان و روم و نیز با پای پیاده به حج رفت.

                        در اقصای عالم بگشتم بسی            بسر بردم ایام با هر کسی

                         تمتع ز هر گوشه ای یافتم               ز هر خرمی خوشه ای یافتم…[۷]

     سعدی سفرهای خود را تقریبا در سال ۶۲۱ – ۶۲۰ آغاز و حدود سال ۶۵۵ با بازگشت به شیراز به اتمام رساند که البته درخصوص کشورهایی که شیخ به آنجا سفر کرده علاوه بر عراق، شام و حجاز که کاملا درست بوده است، هندوستان، غزنین، ترکستان و آذربایجان و بیت المقدس و یمن و آفریقای شمالی را ذکر کرده اند و اکثر این مطالب را از گفته های خود شیخ استنباط نموده اند ولیکن بنا بر نظر بسیاری از محققین به درستی آن نمی توان اطمینان کرد بخصوص اینکه بعضی از آن گفته ها با شواهد تاریخی و دلایل عقلی سازگار نیست. شیخ شیراز دوستی محکمی با دو برادر معروف به صاحب دیوان یعنی شمس الدین محمد و علاء الدین عطا ملک جوینی وزرای دانشمند مغول داشته و آن طور که از سخنان شیخ معلوم است او به تصوف و عرفان اعتقاد داشته و شاید در سلسله متصوفه داخل شده وهم چنین گفته اند که محلی که امروز مقبره او می باشد خانقاهش بوده است. نکته مهمی که باید ذکر شود شهرت بسیاری است که این شاعر بزرگ هم در حیات خود داشت و هم بعد از وفاتش که البته این نکته تازگی نداشته و در مورد شعرای دیگری نیز بوده است. اما آنچه که قابل توجه و ذکر است این است که معروفیت سعدی فقط مختص به ایران نبوده حتی در زمان خودش به مرزهای خارج از ایران مانند هندوستان و آسیای صغیر نیز رسیده بود و خودش در چند جا به این شهرت اشاره داشته که این شهرت سعدی معلول چند خاصیت است اول اینکه او زبان شیوای خود را وقف مدح و احساسات عاشقانه نکرده، دوم اینکه او شاعری جهانگرد بود و گرم و سرد روزگار را چشیده و تجارب خود را برای دیگران با زیبایی و شیرینی بیان کرده و هم چنین وی در سخنان خود چه از نظر نثر و چه نظم از امثال و حکایات دلپذیر استفاده نموده است و دیگر اینکه سعدی به شاعری شوخ طبع و بذله گو معروف است که خواننده را مجذوب می کند و همه اینها دست به دست هم داده و سبب شهرت او گردیده است.

     شیخ شیراز در دوران شاعری خود افراد معدودی را مدح کرده که بیشتر اتابکان سلغری و وزراء فارس و چند تن از رجال معروف زمانش می باشد و بزرگترین ممدوح سعدی از میان سلغریان اتابک مظفر الدین ابوبکر بن سعد بن زنگی است که سعدی در روزگار این پادشاه به شیراز بازگشته بود و ممدوح دیگر سعد بن ابوبکر می باشد که سعدی گلستان را در سال ۶۵۶ ه. ق به او تقدیم می کند و دو مرثیه نیز در مرگ این شخص نیز سروده است و از میان ممدوحان، سعدی شمس الدین محمد و برادرش علاءالدین عطا ملک جوینی را بیش از همه مورد ستایش قرار داده که مدایح او هیچ شباهت به ستایشهای دیگر شاعران ندارد چون نه تملق می گوید و نه مبالغه می کند. بلکه تمام گفتارش موعظه و اندرز است و متملقان را سرزنش می کند و ممدوحان خود را به دادرسی و مهربانی و دلجویی از فقرا و ضعفا و ترس از خدا و تهیه توشه آخرت و به دست آوردن نام نیک تشویق و ترغیب می کند.

     شیخ اجل نه تنها به نصایح مردم می پرداخت بلکه از اندرز دادن به سلاطین هم مضایقه نداشت کما این که رساله هفتم خود را به اندرز به ملک انکیاتو اختصاص داد. علاوه بر این رساله، قصایدی نیز سروده که در آنها ضمن مدح، نصایح زنده و گاه خشنی به انکیاتو نموده است. سعدی در سیر و سلوک مقامی بس والا داشت و دیده تیزبین او در هر ذره، عالمی پند و حکمت می دید. وی به تمام قلمرو اسلامی و همسایگان کشورهای اسلامی مسافرت کرده و یک بار هم در جریان جنگ های صلیبی به طوری که خودش در گلستان می نویسد به چنگ عیسویان اسیر می شود.

     در مورد سفر به هندوستان و مدت اقامت و مکان های بازید سعدی در هند تناقص های زیادی وجود دارد در عین حال هنگام بازگشت از هند سعدی به همرا یک کشتی بازرگانی وارد جزیره کیش می شود که در آن زمان مرکز اقتصادی ایران به شمار می رفته است. حال پایان سفر نیست چون شاعر به جای بازگشت به زادگاه خود شیراز به زیارت خانه خدا می رود و در مسیر حرکت خود به سوی شهر مقدس مکه در صنعا توقف می کند. وی در این شهر یک بار دیگر ازواج می کند که حاصل آن یک فرزند کوچک است و رشته ای است که او را به آن سرزمین پیوند داده. ناگهان این کودک از دنیا می رود و درد و غضه پدر همان که معمولا به پدران در چنین مصیبتی وارد می شود:

                  به صنعا درم طفلی اندر گذشت                چه گویم کز آنم چه بر سر گذشت

                  در این باغ سروی نیامد بلند                     که باد اجل بیخ عمرش نکند

                  عجب نیست بر خاک اگر گل شکفت          که چندین گل اندام در خاک خفت…[۸]

     خانواده سعدی از هم می پاشد و او دیگر جز به ادامه سفر نمی اندیشد تا شاید از اندوهی که در این شهر محصور در میان کوهها، خفه اش می کند، رهایی یابد. سعدی عازم مکه شده و بعد از انجام  مناسک حج، عازم مصر می شود و بعد از چندی به دلیل شروع جنگ های صلیبی عازم تونس شد و بعد از آرام شدن جنگ سعدی با کشتی به سمت شیراز به راه افتاده و ابتدا در بیت المقدس توقفی کوتاه می کند. از آنجا به سوی دمشق رفته و در سایه امنیت شهر دمشق فرصت مطالعه و بحث با دانشمندان را نیز بدست می آورد.

     حال موقع بازگشت رسیده، سعدی رفته رفته خستگی و حسرت دیدار آسمان ایران را در دل خود احساس میکند:

                        چو پاکان شیراز خاکی نهاد              ندیدم که رحمت بر این خاک باد

                        تولای مردان این پاک بوم                 بر انگیختم خاطر از شام و روم…[۹]

سرانجام در سال ۶۵۵ ه.ق در حالی که قلب سعدی می تپید، شیراز جلو چشمان او نمایان گشت و در واقع موقع تقاعد سعدی از مسافرت فرا رسیده بود، تقاعدی داوطلبانه و سرشار از سربلندی و مجاهدت. در این زمان اتابک مظفرالدین ابوبکر بن سعد زنگی بر مسند قدرت بود (۶۲۳ تا ۶۵۸ ه.ق). به تدبیر این پادشاه بود که مردم فارس از هجوم مغول در امان ماندند و این دیار به حریم امنی بدل شد که بسیاری از بیم تیغ مغول به آنجا پناه می بردند. او نخستین ممدوح سعدی بود:

                        گر از فتنه آید کسی در پناه                   ندارد جز این کشور آرامگاه

                       به عهد تو می بینم آرام خلق                  پس از تو ندانم سرانجام خلق…[۱۰]

     تا این زمان سعدی فقط اشعاری به صورت مجزا سروده بود و در طی دو سال دو شاهکار شعر اخلاقی او یعنی بوستان در سال ۶۵۵ و گلستان در سال بعد آن ۶۵۶ خاتمه یافت که نام سعدی را جاودان کردند. البته باید به این نکته توجه داشت که شیخ اکثر مطالب این دو اثر بزرگ را بعنوان ره آوردی از سال های مسافرت همراه خود داشته و در این دو سال فرصت یافته تا آنها را جمع بندی کرده و به صورت دلخواه خود تالیف نماید و تصور اینکه هردو اثر بدون هیچ تلاشی از قبل، و فقط در مدت زمان دوسال از بازگشت وی به شیراز نوشته شده باشد، دور از ذهن است.

     سعدی در این روزگار در خانقاهی در حومه شیراز به راهنمایی مردم و پند و اندرز دادن خلق مشغول بود. یک بار نیز در سال ۶۶۲ ه.ق سفری به مکه کرد و از را تبریز به شیراز بازگشت. در همین سفر بود که شمس الدین محمد جوینی صاحب دیوان و نیز برادرش علاءالدین عطا ملک جوینی صاحب “تاریخ جهانگشا” را که هردو از ممدوحین او بودند را ملاقات کرد. سال های اقامت سعدی در شیراز سال های با برکتی بود که گنجینه پربار خویش در وعظ و پند و حکمت و عشق و عرفان و نیز هزل و شوخی را برای آیندگان به ارمغان نهاد.

     سعدی با خاطری آسوده به آرامی به پایان عمر خود نزدیک می شد. از مرگ بانیان علم و ادب ایرانی مانند خواجه نصیر الدین طوسی ، شمس تبریزی ، جلال الدین رومی دیری نمی گذشت و سعدی در میان شاعران موفق نسل جدید تنها به جا مانده بود و از طرف دیگر به مرور که سعدی سال خورده تر می شد آشکار بود که تاثیر سخن او رفته رفته نه تنها در شیراز بلکه در دیگر شهر های ایران نیز به شعر فارسی رنگ و بویی تازه می بخشید. این شاعر بزرگ در زمانی دار فانی را وداع گفت که از خود شهرتی پایدار به جا نهاد و شهرت وی به اندازه ای بود که پس از پنجاه و پنج سال که از مرگش می گذشت در ساحل اقیانوس کبیر، یعنی در چین، ملاحان اشعارش را به آواز می خواندند. سعدی در بحبوحه اشتهار از دنیا رفت وی از زندگی چیزی انتظار نداشت و تا می توانست از زیاده طلبی پرهیز می کرد و به این اکتفا می نمود که افتخاری برای شیراز زادگاه خود به میراث بگذارد. شیراز نیز نبوغ شاعر خود را درک کرده بود.

     سال وفات او ۶۹۱ ه.ق ذکر شده و گروهی سال ۶۹۰ ه.ق را ذکر کرده اند. سعدی حوالی بقعه خود در باغی که نزدیک به سرچشمه نهر رکن آباد شیراز است در حومه شهر به خاک سپرده شد و دیری نپایید که مرقد او زیارتگاه عشاق زبان و ادب پارسی شد. مورخین، سعدیه فعلی را همان خانقاه او دانسته و می نویسند: شیخ در این خانقاه که در شمال شرقی شیراز واقع شده، به عبادت مشغول بوده و درویشان از سفره انعام او بهره می برده اند. دولت شاه سمرقندی در تذکره الشعراء ذکر می کند که سلاطین و بزرگان و علما در آن خانقاه به زیارت شیخ می رفتند. قنات حوض ماهی فعلی، در زمان شیخ نیز جاری و معمور بوده و سعدی حوضی از مرمر در باغ خانقاه خود ساخته، از قنات در آن آب جاری می کرده است.

اخلاق سعدی:

     سعدی شاعری است که تعالیم اخلاقی می دهد ، تعلیم دهنده اخلاقی به معنی دقیق کلمه. یعنی مصنفی است که رسوم و عادات و افعال و خلقیات معاصران خود را مورد مطالعه قرار می دهد. اما این اخلاق بیش از هر چیز حائز جنبه عملی است و در وهله اول باید همین جنبه عملی اخلاق سعدی را در نظر گرفت. سعدی ابتدا آن انسان را بذاته مورد مطالعه قرار دهد به موضع گیری انسان در برابر همنوعانش می نگرد. خطاها و عیب ها را می بیند و به دور از هر نوع انتقاد نیش دار می کوشد در اشعار خو آداب بهتری را پیشنهاد دهد و خود این موضوع را به کرات و آشکارا خاطر نشان می کند:

         اگر در سرای سعادت کس است                     ز گفتار سعدیش حرفی بس است [۱۱]

*****

   پند سعدی به گوش جان بشنو                       ره چنین است مرد باش و برو [۱۲]

*****

                       سخن سودمند است اگر بشنوی                     به مردان رسی گر طریقت روی [۱۳]

اما سخنان سعدی مثال است و پند، خواننده باید پند را در بین سطور حکایات جستجو کند. از این پندهای گوناگون یک فاسفه عملی حاصل می شود که در واقع از لحاظ دریافتن اندکی دشوار ولی کامل است. بر این اخلاق – که به انسان طریق رفتار در برابر همنوعان را تعلیم می دهد – نکاتی روان شناختی نیز افزوده می شود که سیمای انسان آرمانی سعدی را میسر می سازد و چون فرد بی ایمان به آفریدگار همیشه بشری ناقص است بنابر این سعدی بارها  مساله ارتباط بین انسان و خداوند را مطرح می کند.

سبک شعری سعدی

     شیوه اصلی ترکیب کلام سعدی چنین به نظر می آید: نخست یک حقیقت اخلاقی را بیان می کند سپس آن را با یک سلسله تمثیلها، به نوعی مجسم می سازد:

                  عدو را بکوچک نباید شمرد                        که کوه کلان دیدم از سنگ خرد

                 نبینی که چون باهم آیند مور                       ز شیران جنگی برارند شور

                 نه موری، که مویی کزان کمتر است              چو پر شد ز زنجیر محکم ترست…[۱۴]

گاهی نیز بر عکس ، تصویر حکایت از برای تجسم یک اندیشه به کار می رود. حتی غالبا از یک داستان ساده یا خاطره ساده جوانی، یک اندیشه عارفانه بدست می آید که اصلا انتظار نمی رفت.

     سعدی گاه نیز شیوه تضاد را در پیش می گیرد و می داند که چگونه تاثیر جملات کوتاه و دقیق را بیشتر سازد. مثلا در گلستان چنین می نویسد:

« هرگز از دور زمان ننالیدم و روی از گردش آسمان در هم نکشیدم مگر وقتی که پایم برهنه مانده بود و استطاعت پاپوشی نداشتم. به جامع کوفه در آمدم دلتنگ، یکی را دیدم پا نداشت! سپاس نعمت حق بجا آوردم و بر بی کفشی صبر کردم »

     شیوه دیگر سعدی این است که اندیشه را مطرح می کند و دلائل موافق و مخالف را باهم بیان  می کند. مثلا در پند نامه پس از ستایش کرم و سخاوت بلافاصله انتقاد از بخل شروع می شود. یا اینکه موضوع را میان دو شخص مورد بحث قرار می دهد ودلائل موفق و مخالف را مطرح می سازد. مثلا حکایت مناظره پدر و پسر درباره منافع و مضرات سفر. [۱۵]

     اما در مورد اشخاص داستان، سعدی با شیوه ای که رایحه قرون وسطی از آن به مشام می رسد نه تنها افراد بشر و زنده ها را به سخن در می آورد بلکه حیوانات و حتی اشیا را نیز به حرف زدن وا می دارد. مانند گفتگوی فرح انگیز طوطی و زاغ و مباحثه ای میان رایت و پرده قصر در گلستان.

     تمام لذت سبک سعدی از پیوند اندیشه ها با هم سر چشمه می گیرد و این لذت به اندازه ای عالی است که حتی ترجمه نیز آن را از بین نمی برد. این پیوند خشک و انتزاعی نیست بلکه یک اندیشه است که با تصویر تحقق یافته است، اندیشه و تصویر چنان با هم آمیخته است که خواننده از خود می پرسد آیا امکان دارد اندیشه ای بدون تصویری ملموس به مغز سعدی خطور کرده باشد؟ در آثار سعدی قسمتهای بسیاری دیده می شود که در آنها تصویر و اندیشه در می آمیزد و حتی چنان با اندیشه آمیخته  می شود که تصویر تبدیل به همان اندیشه می شود.

ویژگی سخن سعدی:

     مهمترین ویژگی سخن سعدی چه در نثر و چه در نظم فصاحت و شیوایی و شیرینی کلام اوست و او توانست از طرفی زبان ساده و فصیح استادان قبل را زنده کند و هم چنین خود را از قید تصنعات عجیب که در نیمه دوم قرن ۶ و حتی در قرن ۷ گریبان گیر شعر فارسی شده بود رهایی بخشد. از خصوصیات شگفت انگیز سعدی در سخن، آن دلیری و شهامتی است که در حقیقت گویی استفاده کرده است. در دوران مغول و جباران دست نشانده که جز امارت و ریاست و هوس رانی چیزی در نظر نداشتند شیخ بزرگ حقایق را به صورت نظم و نثر بدون هیچ گونه ترس و بی پرده آشکار بیان کرد و چنان فریاد کرد که در هیچ عصر و زمان کسی به این صراحت سخن نگفته و عجیب تر اینکه در همان هنگام تنها به صاحبان قدرت و حکومت نپرداخته بلکه از قاضی فاسد و صوفی دنیا دار و عبادت و ریاضتی که از روی صدق و صفا نبوده و نظر به خلق و مردم نداشته خودداری نکرده و به قول خود او در این روزگار دوبار عمر کرده و تجربه آموخته و اینک تجربه را به کار می برد و تمام اینها در سخنان شیرین و زیبای خود بیان می کند. سعدی در ابتدا همان سبک متداول زمان خویش را در نویسندگی در پیش گرفت. بعد به سبک خواجه عبدالله انصاری تمایل پیدا کرد. اما طولی نکشید که سبک خاص و مشخصی برای خود ابداع نمود.

     آنچه که بیش از هر ویژگی دیگر آثار سعدی شهرت یافته است، «سهل و ممتنع» بودن است. این صفت به این معنی است که اشعار و متون آثار سعدی در نظر اول «سهل» و ساده به نظر می رسند و کلمات سخت و نارسا ندارد. در طول قرن های مختلف، همه ی خوانندگان به راحتی با این آثار ارتباط برقرار کرده اند. اما آثار سعدی از جنبه ی دیگری، «ممتنع» هستند و کلمه «ممتنع» در اینجا یعنی دشوار و غیرقابل دسترس. وقتی گفته می شود شعر سعدی سهل و ممتنع است یعنی در نگاه اول، هر کسی آثار او را به راحتی می فهمد ولی وقتی می خواهد چون او سخن بگوید می فهمد که این کار سخت و دشوار و هدفی دست نیافتنی است. بعضی دیگر از ویژگی های آثار سعدی عبارتند از:

     نکات دستوری:  نکات دستوری در آثار سعدی به صحیح ترین شکل ممکن رعایت شده است. عنصر وزن و موسیقی، منجر به از بین رفتن یا پیش و پس شدن ساختار دستوری در جملات نمی شود و سعدی به ظریف ترین و طبیعی ترین حالت ممکن در لحن و زبان، با وجود تنگنای وزن، از عهده این کار برمی آید.

ای که گفتی هیچ مشکل چون فراق یار نیست           گر امید وصل باشد، همچنان دشوار نیست

نوک مژگانم به سرخی بر بیاض روی زرد                    قصه دل می نویسد حاجت گفتار نیست…[۱۶]

                                                   ******

در آن نفس که بمیرم در آرزوی تو باشم                     بدان امید دهم جان که خاک کوی تو باشم

به وقت صبح قیامت، که سر زخاک برآرم                    به گفتگوی تو خیزم، به جستجوی تو باشم…[۱۷]

     ایجاز: ایجاز یعنی خلاصه گویی و یا پیراستن شعر از کلمات زاید و اضافی. دوری از عبارت پردازی های بیهوده ای که نه تنها نقش خاصی در ساختار کلی شعر بلکه از زیبایی کلام نیز می کاهند، در شعر و کلام سعدی نقش ویژه ای دارد. از سویی این ایجاز که در نهایت زیبایی است، منجر به اغراق های ظریف تخیلی و تغزلی می شود و زبان شعر را از غنایی بیشتر برخوردار می کند. در شعر سعدی هیچ کلمه ای بدون دلیل اضافه یا کم نمی شود.

گفتم آهن دلی کنم چندی         ندهم دل به هیچ دل بندی

    به دلت کز دلم بدر نکنم            سخت تر زین مخواه سوگندی

 ریش فرهاد بهترک می بود         گر نه شیرین نمک پراکندی

        کاشکی خاک بودمی در راه         تا مگر سایه بر من افکندی…[۱۸]

 ایجاز سعدی، ایجاز میان تهی و سبک نیست، بلکه پراز اندیشه و درد است. در دو حکایت زیر به خوبی مشاهده می شود که سعدی چه اندازه از معنی را در چه مقدار از سخن می گنجاند:

( حکایت۱ )  پادشاهی پارسایی را دید، گفت: هیچت از ما یاد آید؟ گفت: بلی، وقتی که خدا را فراموش می کنم. [۱۹]

( حکایت۲ )  یکی از ملوک بی انصاف، پارسایی را پرسید: از عبادتها کدام فاضل تر است؟ گفت تو را خواب نیمروز، تا در آن یک نفس خلق را نیازاری. [۲۰]

     موسیقی: سعدی از موسیقی و عوامل موسیقی ساز در سبک و زبان اشعارش سود می جوید. وی اغلب از اوزان عروضی استفاده می کند. علاوه بر اوزان عروضی، شاعر به شیوه مؤثری از عواملی بهره می برد که هر کدام به نوعی موسیقی کلام او را افزایش می دهند؛ عواملی همچون انواع جناس، هم حروفی های آشکار و پنهان، واج آرایی، تکرار کلمات، تکیه های مناسب، موازنه های هماهنگ لفظی در ادبیات و لف و نشرهای مرتب و… استفاده از این عناصر به گونه ای هنرمندانه و زیرکانه صورت می گیرد که شنونده یا خواننده شعرش، پیش از آن که متوجه صنایع به کار رفته در شعر او شود، جذب زیبایی و هماهنگی و لطافت آنها می شود. در غزل زیر سعدی نهایت استفاده را از عوامل موسیقی زای زبان برده است، بی آن که سخنش رنگ تکلف و تصنع به خود بگیرد. تکرارهای هنرمندانه ی کلمات، هم حروفی ها و وزن مناسب شعر و همچنین لحن عاطفی و تعزلی کلام سعدی را چون شربتی شیرین و گوارا به جان خواننده می ریزد:

بگذار تا مقابل روی تو بگذریم                               دزدیده در شمایل خوب تو بنگریم

شوق است در جدایی و جور است در نظر               هم جور به که طاقت شوقت نیاوریم

روی ار به روی ما نکنی حکم از آن تست                 باز آ که روی در قدمانت بگستریم

ما را سری است با تو که گر خلق روزگار                دشمن شوند و سر برود، هم بر آن سریم

ما با توایم و با تو نه‌ایم اینْت بوالعجب                     نه روی آنکه مهر دگر کس بپروریم

از دشمنان برند شکایت به دوستان                      چون دوست دشمن است شکایت کجا بریم؟…[۲۱]

     طنز و ظرافت: طنز و ظرافت جایگاه ویژه ای در ساختار سبکی آثار سعدی دارد. البته خاستگاه این طنز به نوع نگاه و تفکر این شاعر بزرگ بر می گردد. طنز سعدی، سرشار از روح حیات و سرزندگی است. سعدی به یاری لحن طنز، خشکی را از کلام خود می گیرد و شور و حرکت را بدان باز می گرداند. با همین طنز، تیغ کلامش را تیز و برنده و اثرگذار می کند. طنز، نیش همراه با نوش است؛ زخمی در کنار مرهم. سالها بعد، لسان الغیب، حافظ شیرازی ابعاد عمیق دیگری به طنز شاعرانه بخشید و از آن در شعر خود استفاده ها برد:

با محتسب شهر بگویید که زنهار                         در مجلس ما سنگ مینداز که جام است [۲۲]

 یا

 کسان عتاب کنندم که ترک عشق بگوی                به نقد اگر نکُشد عشقم، این سخن بکشد [۲۳]

معرفی آثار سعدی:

     آثار او به دو دسته منظوم و منثور تقسیم می شود که در آثار منثور او مشهور ترین آنها که شاهکار سعدی نیز می باشد گلستان است و در حقیقت این شاهکار نوعی مقامه نویسی است اما مهم آنجاست که در این رویه گرد تقلید نگشته و راه تازگی و ابتکار را پیموده است. ترتیب و تناسب وتنوع گلستان همراه با موضوعات دلکش اجتماعی و اخلاقی و تربیتی و سبک ساده و شیرین نویسندگی، سعدی را به عنوان خداوند سخن معرفی کرده است. کتاب گلستان زیباترین کتاب نثر فارسی است و شاید بتوان گفت که در سراسر ادبیات جهانی بی نظیر است و دارای ویژگی هایی است که در هیچ کتاب دیگری نیست. نثری است آمیخته به شعر؛ یعنی برای هر شعر و جمله و مطلبی که به نثر ادا شده یک یا چند شعر فارسی و گاهی عربی به عنوان شاهد آورده است. کتاب گلستان دارای ۸ باب است که عبارتند از:

۱- در سیریت پادشاهان 

۲ـ در اخلاق درویشان 

۳ـ در فضیلت قناعت 

۴ـ در فوائد خاموشی 

۵ـ در عشق و جوانی

۶ـ در ضعف و پیری 

۷ـ در تاثیر تربیت 

۸ـ در آداب صحبت

از دیگر آثار منثور او می توان به:

۱ـ مجالس پنج گانه ، که شامل ذکر و مواعظ شیخ است.

۲ـ رساله ای در پاسخ صاحب دیوان شمس الدین محمد جوینی و جواب های شیخ است. 

۳ـ رساله ای در عقل و عشق که سعدی به آن پاسخ گفته است.

۴ـ نصیحه الملوک که نصایح الملوک هم گفته شده که رساله ای است در باب سیاست.

     از آثار منظومش نیز معروف ترین و مشهور ترین بوستان می باشد. کتاب بوستان نه فقط حاوی مطالب اخلاقی و حکمتی است، بلکه استادی شیخ را در علم الاجتماع نشان می دهد. تبحر وی در زبان عربی و فارسی و ذوق لطیف و طبع و قادش او را برانگیخت تا شیرین ترین آثار فارسی را در نظم و نثر از خود به جای گذارد.این منظومه شعری در اخلاق و تربیت و وعظ و تحقیق سروده شده است و شامل ۱۰ باب است که عبارتند از:

۱- عدل   ۲- احسان   ۳- عشق   ۴- تواضع   ۵- وفا   ۶- ذکر   ۷- تربیت   ۸- شکر   ۹- توبه   ۱۰- مناجات و ختم کتاب که شاعر تاریخ تمام شدن کتاب را در سال ۶۵۵ ه .ق بیان کرده است.

از دیگر آثار منظوم شیخ عبارتند از:

دوم: آثار منظوم سعدی قصاید عربی است که نزدیک به ۷۰۰ بیت است و شامل: مدح ، نصیحت و یک قصیده مفصل در مرثیه المستعصم بالله است.

سوم: شامل قصاید فارسی در موعظه و نصیحت و توحید و مدح پادشاهان و رجال معروف زمان خود می باشد.

چهارمین آثار او مرثیه هایی است که شامل چند قصیده در مرگ مستعصم بالله و ابوبکر بن سعد بن زنگی و سعدبن ابوبکر و امیر فخرالدین ابوبکر است و یک ترجیع بند بسیار معروف در مرثیه ی اتابک سعد بن ابوبکر

پنجم: مُلَمَّعات و مثلثات

ششم: ترجیعات

هفتم: طیبات

هشتم: بدایع

نهم: خواتیم

دهم: غزل قدیم

یازدهم: صاحبیه که مجموعه ای است از بعضی قطعه های فارسی و عربی که غالبا در مدح شمس الدین صاحب دیوان جوینی است.

دوازدهم: مجموعه ای از اشعار هزل و دو مثنوی انتقادی شیرین و چند غزل و رباعی است.

سیزدهم: رباعیات

چهاردهم: مفردات

     کلیات شیخ عنوانی است که به مجموعه آثار منظوم و منثور داده شده است که تمام این آثار را ابتدا خود شیخ جمع آوری و مرتب نمود ولی چهل و سه سال پس از فوتش، یکی از فضلا و عرفا به نام علی ابن احمدبن ابی بکر معروف به بیستون اقدام به تنظیم اشعار سعدی و ترتیب آنها با حروف تهجی نمود. وی کلیه آثار شیخ را به ۱۲ بخش تقسیم نمود:

اول رساله هایی که در تصوف و عرفان و نصایح ملوک تصنیف شده، دوم گلستان، سوم بوستان، چهارم پندنامه، پنجم قصاید فارسی، ششم قصاید عربی، هفتم طیبات، هشتم بدایع، نهم خواتیم، دهم غزلیات قدیم که مربوط به دوران جوانی شیخ است، یازدهم صاحبیه مشتمل بر قطعات، مثنویات، رباعیات و مفردات. دوازدهم مطایبات. از آثار شیخ نسخ قدیمی که در زمان شخص او تحریر شده موجود است. (والسلام – س.د.ه ۹۴/۶/۵)

 

پی نوشت ها:

[۱ و ۱۲ و ۱۵ و ۱۹ و ۲۰] : گلستان سعدی

[۱] : قصاید سعدی

[۲] : دیباچه گلستان سعدی

[۳ و ۱۶ و ۱۷ و ۱۸ و ۲۱ و ۲۲ و ۲۳] : غزلیات سعدی

[۴ و ۵ و ۶ و ۷ و ۸ و ۹ و ۱۰و ۱۱ و ۱۳ و ۱۴] : بوستان سعدی

منابع:

سعدی، مصلح الدین، غزلیات، انتشارات قدیانی، تهران، چاپ هشتم، ۱۳۹۱

پایگاه اینترنتی مردان پارس ( Persian-man.ir ) با استفاده از کتاب تحقیق درباره سعدی اثر هانری ماسه

پایگاه اینترنتی تبیان

پایگاه روابط عمومی انجمن شهروند الکترونیک

پایگاه اینترنتی گروه آموزشی زبان و ادبیات فارسی شهرستان گمیشان استان گلستان

برای دانلود این مطلب به صورت مقاله PDF اینجا کلیک کنید.

هرگونه کپی برداری از این مطلب فقط با ذکر نام سایت مجاز است.

مطالب مرتبط

یک دیدگاه

Website Design and Development CompanyWedding Dresses Guide